بیداری رویاها

مشکل ما آدم ها این است که رویا کم می بینیم

جِ

  • شادکه:)
  • دوشنبه ۱۴ فروردين ۹۶
  • ۱۹:۵۲

شاد.نوشت: همین الان که در حال نوشتن این پست بودم، دختر دایی جانان زنگ زد که نی نی ش عجله داره برا اومدن به این دنیا:))) اسمشو چی بذارم پیش خودم و خودش؟ باید ببینمش تا بتونم اسم بذارم ولی شماهم کمک کنین و اسم پیشنهاد بدین که چی صداش کنم نی نی رو؟:)))

غر.نوشت: به روی خودمون نیاریم که باز هم بهم گفتن کوچولو؟
همین الان که داشتم اینو مینوشتم گفتن شیش صبح فردا باید مامان جونیمون بره بیمارستان!
گفتن مامانش تازه صبح میخاد راه بیفته و از قم بیاد تهران پیش دخترش!
گفتم میخاین من نرم مدرسه؟(با شیطنت خاصی مواج در برق دو چشم:دی)
گفتن واسه چی؟
گفتم یکی نباید پیشش باشه خب؟
گفتن چه کسی عم! تا حالا چند تا بچه زاییدی؟:/ یا چند تا بچه زائوندی؟:/
بابا گفت: البته خب خودش بچه بوده ها...بلخره تجربه بچگی خییییلی مهمه!
من هم از سر حرص تایید کردم که "بله! از همتون به اون دوران بچگیم نزدیک ترم!:/"
خلاصه که همون "جِ" انگار خیلی برازنده م عه!:دی

  • میم ِ شما :)
    ادامه رو الان خوندم :)
    ول کن جهان را ج جان :)
     یاد یه داستان افتادم از پائولو کوئیلو، تعریفش کنمی:
    یه بچه کوچیک بوده که یه داداش نوزاد داشته. همیشه به خانواده‌ش اصرار می‌کرده که بذارن با نوزاد تنها بمونه ولی خانواده می‌ترسیدن که حسودی کنه و یه بلایی سر نوزاد بیاره و نمی‌ذاشتن. آخر سر با اصرارای بچه‌هه راضی می‌شن چند دیقه تنهاشون بذارن ولی خودشون یواشکی نگاه می‌کنن ببینن می‌خواد چی کار کنه...
    می‌بینن بچه‌هه می‌ره سمت گهواره نوزاد، رو پنجه‌هاش وامیسته، به صورت نوزاد نگاه می‌کنه و می‌گه: می‌شه بگی خدا چه شکلی بود؟ من کم‌کم داره یادم‌می‌ره!

    +یادت باشه از بهار بپرسی اینو! هرچند خودت هم فراموش نکردی‌ش هرگز :)
    الان تازه؟:(
    ...
    امان از قضاوتای آدم بزرگا....
    باید یادم باشه از بهآر بپرسم...میپرسم میم جان حتمن:)
    مررررسی بابت تعریف داستان به این قشنگی*-*
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    شادکه(دختر شاد و کوچک)

    فَلا یَحزُنکَ قَولَهُم...(یاسین/76)

    لطفادر کنار خوندن اینجا، به ستون و صفحه رویاهای پیشنهادی هم سر بزنید:)