بیداری رویاها

مشکل ما آدم ها این است که رویا کم می بینیم

تلفیق چندین هزار نور:)

  • شادکه:)
  • دوشنبه ۲۱ فروردين ۹۶
  • ۲۳:۴۱

این حرف همون حرفیه که گذاشته بودم کنار تا برای عارفِ:) بگم... تا همین حالاش منتظر یه فرصت بودم که بگم و سنگینیش از رو قفسه سینه م بلند شه و بیفته رو هق هق هام... برا همون عارفه که رفته بود تو پوست سبزآبی و حالا دیگه مطمئنم هرگز هرگز قسمتِ این حرفا به مسیر عارفه نمی خوره! می نویسم برا سبزآبی های دیگه...همونقدر دلخوش کن! همونقدر اعصاب خورد کن! و همونقدر "دوست"! اصلن به نظرم وبلاگم برای اثبات همین حرفی که می خوام بنویسم، راه اندازی شده!

" به فرض که کسی ،نه چندان نزدیک، می فهمه زندگیت روی روال قبلی نیست! سوال پیچت میکنه که تو خوبی؟ زندگیت خوبه؟ و بعد تو در جوابش فقط نگاهش می کنی و میگی باهام میای تا کتابخونه، که کتابمو عوض کنم؟ میاد. بعد میگی ای واااای! فلانی داره میره! بریم ازش سریع خدافظی کنیم؟ میدویین باهم و وسط راه هم کلی میخندین باهم. میرسین، طرف رفته! سعی می کنی غصه ای که از این دیر رسیدن خوردیو بهش انتقال بدی! نمیفهمه! نمیگیره! مهم نیست! میگی میای بریم تو حیاط؟ اینجا یه ذره گرمه! و سویی شرتتو محکم دور خودت می پیچی که نکنه از سوز سرد توی حیاط سرمای وحشتناکی بخوری و خر بیار و باقالی بار کن! می ریم تو حیاط! می دوییم...و براش تعریف می کنم که دیشب تو خونه بانو فلان چیزو گفت و برادر هم فلان چیزک!هیچی نمیگه! فقط چپ چپ نگات می کنه بفهمه عقل سالم تو سرت هست؟ و بعد هم همون وسط حیاط شروع می کنه داد و فریاد که "من از تو یه سوال پرسیدم! چرا جوابمو نمیدی؟ خب نمیخای جواب بدی چرا انقدر وقت منو هدر میدی؟" و تو هم با تعجب تمام وایمیستی و به زمین زل می زنی که "یعنی نفهمید که زندگی من این بود؟ مگه نمیخاست احوال زندگیمو بدونه؟ خب همین بود دیگه! انقدر سخته درکش واسش؟ " من ترجیح میدم زندگی رو به عینه زندگی کنم، نه که تبدیلش کنم به حرفای پشت سر هم که کسی نفهمتشون! یکی از دلایلی هم که خودم برای خودم در سدد رد رشته زیبای انسونی آوردم، همینه...زندگی، نون میخواد! با این که صحبت هم میخواد آ...ولی نون بیشتر میخواد! زندگی نفت میخواد! زندگی سقف میخواد! این وسط زندگی یه خیال راحت و آسوده هم میخواد که باید سر حرفو باز کنیم! قبلن تر ها هم گفته بودم که تکلم بزرگترین نعمته و اشاره کرده بودم که تکلم میتونه به شیوه های خیلی مختلفی نمود داشته باشه؛ حتا از نظرم جوابی که در سوال اون فرد نه چندان دور دادم هم نوعی تکلمه! ما همواره در حال تکلمیم...منتها یه سریا عقلشون قد نمیده توهم بر میدارن خیلی بزرگن و فهیمن!
تو یه جمله بخام بگم میگم: "تلفیق چندین هزار نور زندگی رو ساخته. بخوایم زندگی رو بفهمیم اونا رو باید تجزیه کنیم:) "

.
.
.
پ.ن: چه قدر هم که زندگی خوبه:////

  • .... ....
    اهنگ وبت خوبه:)
    دست بوسه:)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    شادکه(دختر شاد و کوچک)

    فَلا یَحزُنکَ قَولَهُم...(یاسین/76)

    لطفادر کنار خوندن اینجا، به ستون و صفحه رویاهای پیشنهادی هم سر بزنید:)