بیداری رویاها

مشکل ما آدم ها این است که رویا کم می بینیم

چآلـ(ـهـ)ـش جآن:)

  • شادکه:)
  • جمعه ۲۵ فروردين ۹۶
  • ۰۱:۴۳

اونقدرام که فکر میکردم مغرور نیستم:)
تونستم به خاطر بد صحبت کردنم باهاش عذرخاهی کنم و تمام کینه ها فراموش شه تا حدی(حدقل از طرف من)
اینم گذاشتم به پای عهد روز پدرم با بابای محبوب که هرروز حدقل یه کار خوبی بکنم و ثوابشو هدیه بدم بهش:)

#روز_سی_و_هشتم
#صد_روز_خوشحالی

  • آقای عین
    قابل تحسینه. هرچند مطمئن نیستم که بتونم نادرست در بد صحبت کردن رو تعمیم کل بدم. میتونه لازم باشه گاهی.
    +این تیکه یه جوری به نظر میاد انگار خدای نکرده در قید حیات نیستند ...
    مرسی عین جان:)
    نمیدونم خودم هم کار درستی بوده یا نه! ولی هرچی بوده نیاز بوده:) حدقلش اینه که اون ازم بزرگتره و احترامش واجب!
    +اممم بله خب حق دارین:) خیلی ازشون با اسم بابا اینجا نام نبردم و میتونین لابه لای پستا با اسم محبوب یا مصطفا پیدا کنین محبتم بهشونو:) مثلن ----> کلیک
    به زودی مفصل درباره این تصمیم می نویسم...هنوز نو پاست! ولی میدونی؟ خیلی با خودم کلنجار رفتم و سعی کردم اجازه خودشون هم بگیرم تا ایشون پدر معنویم باشن (قلوب فراوان:دی)
    Ghazal.sh
    آره اونقدرا که فک میکنی مغرور نیسی:》
    از اون مغرور تری!
    بله؟
    ما همو میشناسیم؟
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    شادکه(دختر شاد و کوچک)

    فَلا یَحزُنکَ قَولَهُم...(یاسین/76)

    لطفادر کنار خوندن اینجا، به ستون و صفحه رویاهای پیشنهادی هم سر بزنید:)