بیداری رویاها

مشکل ما آدم ها این است که رویا کم می بینیم

سیرک وزارت کشور و ابتذال خبرنگاری

  • شادکه:)
  • يكشنبه ۲۷ فروردين ۹۶
  • ۲۰:۱۷

سراج الدین جان شما حرف دل بنویس ما اینجا بدون توجه به هیچ جناح گیری سیاسی بازنشرش میدیم:)

---> کلیک

" ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری، وزارت کشور را به سیرکی هیجان انگیز تبدیل کرد که اگر مدت زمان را کمی بیشتر می کردند به رقیبی جدی برای سیرک خلیل عقاب تبدیل می شد. این جذابیت به صورت در بین جامعه طرفدار پیدا کرد، به طوری که برخی مردم صرفا برای تماشا کردن پدیده های ثبت نام ریاست جمهوری بیرون وزارت کشور جمع شده بودند. اگر از این پدیده های بعضا بیمار بگذریم با آدم های زیادی روبرو می شدیم که صرفا برای شنیده شدن صدایشان آمده بودند. یعنی آنقدر حرف در گلو داشتند و هیچ فرصتی برای گفتنش پیدا نکرده بودند که تریبون ثبت نام را برای دیده شدن و پیدا کردن گوش شنوا مغتنم شمرده بودند.

اما دریغ از گوش شنوا. اصحاب رسانه که باید حداقل برای لحظاتی گوش شنوا و زبان گویای خواسته های این مردم می شدند مشغول گرم کردن سیرک وزارت کشور شده بودند. خبرنگاران آنقدر از سرگرم شدن با بعضی بیماران روحی-روانی که برای ثبت نام آمده بودند لذت می بردند، که به هر ثبت نام کننده ناشناسی به چشم سوژه ای برای خندیدن و جک ساختن نگاه می کردند.

این خبرنگاران وقتی در مقابل آن پیرمرد خراسانی یا آن حامی محیط زیست کرمانشاهی با غرور  و تکبر فراوان از برنامه هایشان برای ارتباط با ترامپ می پرسیدند و با این پاسخ روبرو می شدند که هدف آنها اصلا ثبت نام نیست و فقط می خواهند حرفشان را به گوش مردم برسانند، با بی اعتنایی به سراغ سوال مسخره و کلیشه ای دیگری می رفتند تا شاید از سوال دوم بتوانند سوژه ای برای خندیدن پیدا کنند.

آنقدر مشغول این سیرک گردانی بودند که از افراد سیاسی شناخته شده ای مانند اعظم طالقانی که احتمال تایید صلاحیتشان پایین بود،حتی یک مصاحبه هم نگرفتند و نپرسیدند شما با این بیماری چرا خودت را به زحمت انداختی؟اگرچه جامعه خبرنگاران چشم ما در وزارت کشور بود و خود چشم تنها می بیند و معمولا دیده نمی شود، اما آنقدر سطح رفتارها غیر حرفه ای و غیر اخلاقی بود که بسیاری را به این نتیجه رساند که خود این چشم ها بیشتر از آن بیماران ثبت نام کننده نیازمند درمان هستند.

اگرچه نشان دادن حضور ثبت نام کنندگان بی کفایت و بیماری که مهمترین قابلیت آنها سرگرم کنندگی است، در رفع این مشکل تاثیر مهمی دارد اما خبرنگاری با سیرک گردانی تفاوت دارد. خبرنگار باید حداقل به دلایل حضور مردم عامی بپردازد، سعی کند مشکلات آنها را منعکس کند و به ویژه نظرات ثبت نام کنندگان و تمامی چهره های سیاسی را منعکس کند.

به امید روزی که ابتذال از رسانه های کشورمان دور شود "

۹۶/۰۱/۲۷
سراج الدین

  • آقای عین
    یه زاویه جدید برای نگاه کردن به این روزا ... هرچند تا حدودی تعمیم ناروا هم نسبت به اصحاب رسانه اتفاق افتاده بود ...
    کلن نوشته های سراج الدین ازوناس که آدم با خودش حسرت میخوره کاشکی من نوشته بودم اینارو یا حتا اینجوری فکر کرده بودم!
    کدوم تعمیم ناروا برادر من؟ خداوکیلی جز این هم بود و من ندیدم؟

    میم ِ شما :)
    فک کردم خودت نوشتیا :| بعد پیش خودم فک کردم عجججب آدم خفنیه :| بعد فک کردم بهت بگم جای من تو سایت بنویسی یه درآمدی داشته باشی! بعد فک کردم عع! کی اومده بودی فاطمی که از اوضاع این دور و بر خبر داری؟ بعد فک کردم چه تحلیل خوبی داری :) بعد اومد تو فکرم که چه خبرنگار خوب ِ باحالی می شی بعدنا، یه خبرنگار ِ همه فن حریف!(اجتماعی- ادبی- عکاسی)

    خلاصه که اگه اینا رو خودت نوشته بودی دیگه دوستت نداشتم! خیلی بزرگونه نبود؟ ...

    من که همه ش می خوام به محمود جونم رای بدم، هی فک می کنم اگه بود چقد بیشتر تعطیل بودیم ^^
    من خبرنگاری خیلی دوست میدارم:))کاشکی بشم^^

    اوهوم بزرگونه س...ولی نه بزرگونه زشت:(

    پس ینی به من رای نمیدی؟:''(

    میم ِ شما :)
    اون دختر 6 ساله هه که کاندید شد تو بودی؟ (آیکن بالا رفتن قلب از کله)

    رای ما رای ما شادکه شاداب ما :) شک نکن^^
    (ینی کل آبان تعطیلیم دیگه؟ به عنوان مقدس ترین ماه سال؟)(ته دلش غنج می رود که هر روز آبانه ^^)
    نه خیر جهت اطلاعتون شناسنامه م عکس داره دیه و کارت ملی دارم*-*تا همینجا فعلن کفایت میکنه برای خفقان آیکون قلب(آیکون از اون دندونیا که من عاشقشونم^^)
    یسسسسس^_^
    اول از همه باید یه فکری به حال تقویما بکنم...بابا همشون اشتباهه:/
    قطعن که آبان تعطیله...ولی سیه مقدسه فقد نه کلش...مگه مملکت صاحاب نداره؟:دی

    +نترس همه چی اینج و تو این کامنت پاک پاکه:)
    میم ِ شما :)
    اههم!
    لازمه بهت بگم که این جانب بدون کارت ملی کنکور دادم، دانشگاه ثبت نام کردم، گواهینامه گرفتم و پاسپورت نیز! :دی(برو از خدا بترس و توبه کن) به نظرم که حتی کارت ملی هم یک چیز بزرگونه ست :)(آیکون لبخند کج)
    هر چی هم فکر می کنم یادم نمیاد آخرش برای چی کارت ملی گرفتم! :| تنها استفاده ش هم تا الان این بوده که یه جاهایی گرو می ذارم می رم از کتابخونه ها استفاده می کنم یا وارد دانشگاه تهران می شم مثلا ^^
    اصن فک کنم کل کشورو گذاشتن سرکار که همون کارا رو بشه با کارت ملی انجام داد..نه؟ :دی
    میم ِ شما :)
    شما رنگ انتخاباتیتون زرده دیگه؟ :)
    از فردا نیم متر پارچه زرد می بندم به خودم تا بعد که رسما شروع کنیم تبلیغاتو!
    یسسسسس. جز اینم مگه شونده است؟
    تو بهترین هواداری ای که تاحالا داشتم. تا حالا هیشکی به خاطر من نیم متر پارچه به خودش وصل نکرده بووووود*-*
    اخ جووووون
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    شادکه(دختر شاد و کوچک)

    فَلا یَحزُنکَ قَولَهُم...(یاسین/76)

    لطفادر کنار خوندن اینجا، به ستون و صفحه رویاهای پیشنهادی هم سر بزنید:)