بیداری رویاها

مشکل ما آدم ها این است که رویا کم می بینیم

چآلـ(ـهـ)ـش جآن:)

  • شادکه:)
  • شنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۶
  • ۰۶:۴۰

امروز میریم آخرین اردوی امسال:)
با بهترین دوستا...^^
ولی همین که آخرینشه یه سوسوی امیدی رو ته قلبم روشن نگه میداره. و البته یه هراسی هم میندازه که نمیتونم بعضی موقعا کنترلش کنم و کلی ناراحتم میکنه:(:

#روز_چهل_و_هفتم
#صد_روز_خوشحالی

  • قالب بلاگ رضا
    خوش بگذره
    ممنون:)
    عین
    نبودید ، نگران شدیم...
    والا خیلی زیادی این مدت خوش میگذشت...
    میومدم تعریفشون کنم هی خوب نمیشد شبیه دفتر خاطرات میشد.
    بنابراین همه شون پیش نویس میشدن:(
    ولی کلن هم خیلی درگیر بودم این هفته. کارام زیاد بود.
    حساب کردم امشبو اگه نخابم میتونم به کارای فردام برسم:دی
    شرف الدین
    منظورتون اردو با مدرسه است دیگه؟

    اردوی مدرسه حس خیلی خوبی داره. جزو بهترین خاطرات زندگی آدم میشه
    بله بله. فلن ما بچه مدرسه ای ایم و جایی جز همین مدرسه نداریم:دی -_-
    من که عاشقشونم^.^
    آقای سر به هوا ...
    چهل و هفت روز گذشت ؟ چه زود ...
    بیشتر دوست من!
    من خیلی وسطاش ننوشتم...:(
    :))))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    شادکه(دختر شاد و کوچک)

    فَلا یَحزُنکَ قَولَهُم...(یاسین/76)

    لطفادر کنار خوندن اینجا، به ستون و صفحه رویاهای پیشنهادی هم سر بزنید:)