بیداری رویاها

مشکل ما آدم ها این است که رویا کم می بینیم

کارای خوب خوب:)

  • شادکه:)
  • دوشنبه ۱ خرداد ۹۶
  • ۱۶:۰۸

البته ان‌شالله که هیچ اتفاق تلخی را در زندگی‌ تجربه نکنید و حتی خون از دماغتان جاری نشود. ولی لحظه‌ای به این فکر کنید:

همه ما چه قدر مطمئنیم که وقتی از خیابون رد میشیم، سالم به اونور خط برسیم؟ یا وقتی که لبه پشت بوم وایسادیم و داریم شهرو از زیر نگاهمون میگذرونیم، یه دفه پرت نشیم پایین؟ یا مثلن وقتی داریم خوش خوشان تو باغ میدوییم پامون گیر نکنه به یه شاخه و با سر فرود نیایم رو یه سنگ؟ باید هر لحظه احتمال مرگمون رو بدیم! و کی هست که دوست نداشته باشه تو طول زندگیش آدم مفیدی باشه؟ و فکر کنین که چه قدر زیباست که آدم بعد از مرگش هم بتونه به کسی کمک کنه و اون رو زنده نگه داره! اونوقت هم خودمون مفید بودیم و هم به کسی حیات بخشیدیم تا بتونه تو زندگیش مفید باشه:)

دیروز، روز اهدای عضو بود و آقاگل چنین چالشی [لینک] راه انداخت... میتونم ازتون خاهش کنم که بخونیدش و توش شرکت کنین؟:)

ماه رمضون نزدیکه و نهایتن 4-5 روز مونده. بیاین با هم قرار بذاریم هر روز یه بخشی از قرآنش رو با هم بخونیم:) فکر کنم اثر ختم گروهی خیلی بیشتر از موندن تو تنهایی خودمون باشه:) خدا رو بیشتر خوش میاد اینجوری^.^ بانوچه یه چالش خوب راه انداخته طبق روال سال پیش تا حال همه مون خوب باشه تو رمضونش:) میتونم ازتون بخام که چالش بانوچه رو هم بخونین و توش شرکت کنین؟ وقت زیادی ازتون نمیگیره:) [کلیک]

  • 🍁 غزاله زند
    من قراره چند ماه دیگه برم کارت اهدای‌عضو بگیرم.اونم یواشکی . .  .! :) 
    هوووم:)
    حالا چرا یواشکی؟...! :(
    میم ِ شما :)
    اولین اقدام خودسرانه ی زندگیم در سن 16 سالگی این بود که با اینترنت دایال آپ رفتم سایت اهدا و فرم پر کردم و کارتشو گرفتم!
    بعد سال اول دانشجویی تا وسط ترم 2 کارت دانشجویی نداشتیم -_- ماام جوگیر و اینا، راه می افتادیم می رفتیم دانشگاه تهران : دی! بعد آقای حراست که می گفت کارت شناسایی داری؟(من حتا کارت ملی هم نداشتم اون موقع : دی) من کارت اهدای عضومو در می اوردم می گفتم این قبوله؟ :|  بعد نمی دونم چرا دوستم که دانشجوی دانشگاه تهران بود تا جایی که می تونست خجالت می کشید!
    اون اولا که تازه سایتش راه اندازی شده بود، تعداد اعضا خیلی کم بود، هر سال زنگ می زدن دعوتشون می کردن به جشن نفس! راستشو بخوای منم برای همین عضو شدم اما از سالی که من عضو شدم دیگه دعوت نکردن -_- (اهدافم توی زندگی همیشه همینقدر متعالی بوده!)
    ختم گروهی بسی دوست دارم اما نمی خوام خودمو متعهد کنم -_- خدا ازشون و ازتون قبول کنه!

    ++ طرفای شما بهار تموم شده؟ اینجا تازه اول خردادشه!
    +++ طوسی پررنگ بعد از مدتی طوسی پررنگ تر می شه! به اون مرحله نرسونش! می شه؟
    چرا خودسرانه؟ اجازه نمیدادن ینی؟
    کارت اهدای عضو آخه؟ بعد نگهبان عم قبول میکرد؟
    فکر کنم اون دوستت از اون آدماییه که حاضر نیست حتا برای سوار شدن اتوبوس عم کارت دانش آموزیشو نشون بده:/ خخخخ
    واقعن؟ چه جوری بود جشنش؟
    خداوندا هییییچ جوانی را به چنین ضیعانی نکشان:دی آمیییین! انقدددد آخه آدم بدشانس؟خخخ
    وا. تو برو بگو حتا روزانه میخای یه آیه بخونی! بهت برنامه روزانه میده و تو ختم گروهی سهیم میشی:)

    ++طرفای ما اردیبهشت که تموم میشه ترجیح میدیم بهار هم تموم بشه! خرداد که جزو بهار نیست:/ حسن ختام بهار اردی بهشته:)))
    +++امیدوارم بدونی که خودم هم از این وضع طوسی پررنگ رضایت ندارم و هی هرروز خاهانم از خدا که دیگه امروز آخرین روز این بازی مسخره طوسی بازی باشه! نمیشه که:/ ولی مگه طوسی تو طیف رنگیش چند پرده داره که واسه هر ساعت آف موندن اضافه تر رنگش پررنگ تر میشه؟-_-
    ++++عاغا تو میشه خیییییییلی واسه چیزای مختلف دعا نمویی؟:))
    میم ِ شما :)
    نه مامانم خوشش نمی اومد و هنوزم خوشش نمیاد! هرچی بهش می گم بیا واسه توام بگیرم نمیاد :دی! نمی دونه دووووور از جونش اگه خدایی نکرده یه روزی دچار مرگ مغزی بشه، ما رضایت می دیم و این کارت رو داشتن و نداشتن عملا اثری نداره روی تصمیممون! :دی! و البته ما همه ش نگرانیم که اگه خودمون مرگ مغزی شدیم اون یکیا چطوری مامانو راضی کنن به رضایت دادن! (می دونی که این کارت هیچ کاری نمی کنه دیگه؟!)
    نه نگهبانی قبول نمی کرد :) چون هیچ مشخصه ی درست و حسابی ای روش نوشته نشده!
    جشنش اینجوری بود که اون هایی که اعضای حیاتی مثل قلب و شش و اینا گرفته بودن با خانواده های اهدا کننده هاشون می رفتن و صحبت می کردن با حضور بازیگران و چهره های سرشناس!

    طرفای ما تا وسط مرداد بهاره! :دی! (به کوری چشم شاه تابستونم بهاره!:|)
    طوسی ِ آفلاینی، طوسی بیش از یک روز آفلاینی، طوسی بیش از یک هفته آفلاینی و بعد هم مشکی لانگ تایم اگویی!(با مشکی بلاک و مشکی دیلیتد اکانت هم رنگه!)
    ++++ اگه ندونم چیاس دعا نکنم! (دست به آسمان می برد در حال گفتن ذکر ِ خدایا اینو بذار تو اولویت!)
    نه نمیدونستم! فکر میکردم با داشتن اون کارت دیگه نیازی به رضایت والدین و اینا نباشه! مثلن یه جور تضمین که بعد از مرگ نزنن زیرش که نه نمیدیم! یا مثلن اگه هیچ کس و کاری نداشته باشه آدم، بتونن با خیال راحت اهدا کنن!
    من برات دعا میکنم بعد از صد و بیست سال ضربه مغزی نشی که انقد درگیر نشین:دی
    پس چه طوری میرفتی تو؟
    همون بهتر نمیرفتی جشنه رو:/ فقط اگه ساندیس میدادن حیف بود پس:(

    پس تو خرداد یه مدت بهار میره مرخصی بعد از اول تیر برمیگرده تا  همون اواسط مرداد^^ امیدوارم بدونی که تو این حین هرروز آبانه دیگه؟ نه؟:)
    وااا. ازش انتظار میرفت سیاها رو هم تفاوت بده با این همه ادعاش:/ ایموجی چپ چپ نگاه کن با دهن کج. پوزخند طوری!
    ++++تو تا پس فردا دعا کن من اونموقه گویان شم:)
    🍁 غزاله زند
    چون گاهی مامانم میگه راضی نیست.ولی خب من تصمیمم رو گرفتم.امیدوارم مامان جانم هم موافق باشه :)  [دوست دارم مرگِ مفیدی داشته باشم.°خلاصه هر چی صلاحه و خدا میخواد°]
    موفق باشی پس:)
    آقاگل ‌‌
    سلام :)
    ممنونم از همراهی تون. 
    خیلی خوب و عالی بود.
    دستمریزاد.
    ممنون از شما که پیشنهادشو دادین:)
    ح ب
    خوش ... 
    :)
    ولی "خوش..."؟
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    شادکه(دختر شاد و کوچک)

    فَلا یَحزُنکَ قَولَهُم...(یاسین/76)

    لطفادر کنار خوندن اینجا، به ستون و صفحه رویاهای پیشنهادی هم سر بزنید:)