بیداری رویاها

مشکل ما آدم ها این است که رویا کم می بینیم

هل من معین فاطیل معه العویل و البکاء

  • شادکه:)
  • شنبه ۱۳ خرداد ۹۶
  • ۰۱:۰۳

دلمان تنگ است...

نفس ها تک و توک بالا می آیند و به سختی پایین می روند...

دلم برای روضه های تنهایی م تنگ شده... یکی که پایه گریه بود باهام همیشه، الان نیست...

ترس چیره شده و ...

دلم تنگ است...


میشه با این جمله نوحه صدها بار مُرد:

"جهنم دشمن تو / سوز صوت قرآن تو بود "


[عشق من - محمود کریمی - حجم: 8.5MB ]

  • Hŋყ _amr
    :(
    :(:
    غصه نخور دوستم. میگذره...:)
    حوا ...
    واقعاً میشه برای اون جمله مرد...
    ...
    :(
    شنیدیش؟
    [گ.غ]
    وااای خدای من ... هیئتت معرکه بود زهرا !
    باید اعتراف کنم یکی از سوزناک ترین نوحه هایی بود که تو عمرم شنیدم ...
    دنبالت ... به خدا آواره ترینم ... بعد از تو ... سالار نیزه نشینم ...

    یاد دوتا خاطره انداخت منو ... که هردوشون حسابی قشنگ و شیرینن ...

    اول اینکه این همون نوحه ایه که ما پارسال برا اون مراسم قبل از تاسوعای مدرسه (همون مراسمی که مدرسه برا آخرین روزی از دهۀ اول محرم که میایم مدرسه داره و هر پایه ای یه نوحه ای به انتخاب خودش میخونه) خوندیم ... (البته کامل نه ، یه بخشی شو)
    محرم پارسال یکی از بهترین محرما بود ... خیلی حال خوشی بود ... حال خوشی که از اون موقع تاحالا دیگه گیر نیومده ...

    دوم هم اون چهارشنبه ای بود که بخاطر آلودگی هوا تعطیل شد و من فرداش میخواستم برم کربلا و اگه تعطیل نمیشد قرار بود شما تا شب بمونین مدرسه برا تمرین تئاتر اربعین تون و منم پیش تون بمونم و هم تئاتر تونو ببینم و هم اگه میتونم کمکی بهتون بکنم ... یادمه کلی زور زدم تا مامانمو راضی کردم و رضایت نامه نوشتن برام و برا اولین بار تو عمرم هی دعا میکردم که مدرسه تعطیل نشه ! وقتی گفتن تعطیله دلم پر از غصه شد ... گوشیمو که روشن کردم دیدم چندبار تو تلگرام بهم پیام دادی و اس ام اس دادی که حالا که فردا تعطیل شده قراره از صبح تا ظهر برین مدرسه برا تمرین و گفتی اگه میتونم بیام ... منم از خدا خواسته اومدم ... حالا بماند که کلی عذاب هم کشیدم اون روز ... ولی قسمتای با شما بودنش عالی بود ... وقتی گوشیتو دادی بهم و رفتم تو اتاق زیست که باهاش "خرابه چراغونه امشب" گوش بدم ... وقتی با گوشیت زنگ زدم به خ الف جیم که حالا که من مدرسه ام بیاین باهم خداحافظی کنیم که بی خداحافی ازتون نرم کربلا ... و در کمال ناباوری بخاطر من پاشدن اومدن مدرسه ! وقتی هی زنگ میزدم به مامانم که مامان بذارین نیم ساعت بیشتر بمونم پیش اینا ...

    هعی ...
    قابلتو نداشت...
    با تک به تک بیتای این روضه میشه تا جایی که جون داریم اشک بریزیم...:(
    دنبالت به خدا آواره ترینم...

    کاش میشد بعضی موقعا بعضی جاها زمانو برگردوند یا حدقل حال خوبشو...
    محرما ولی، بهترین ماهای هرسالن...:):

    اون روز جز اینکه استرس داشتم تک تک بچه ها بیان و به همه خبر داده باشم، استرس تو رو هم داشتم که گوشیت خاموش بود و کاری نمیتونستم بکنم...! کلی گشتم تا شماره خونه تو پیدا کنم که دیگه خودت گوشیتو روشن کردی و گفتی میای:) اون موقه بهترین خبری بود که میتونستم بشنوم...
    من اون روز یکی از بهترین هدیه تولدای عمرمو گرفتم...یه فانوس:)) نور...من عاشق نورم^^
    و من اون روز چه قدر تو و خ الف جیم و مامانتو دوست داشتم...:))
    یه روز باید روضه "خرابه چراغونه امشب" هم به عنوان هیئت مجازی بزارمش...حتمن باید بزارمش...

    + گلدونت خیلی زیباست...خیلی:)
    هعی...
    مداد رنگی
    درکت میکنممم
    تجربش کردممم ، آدم بهش به حس گریه کننده دست میده
    ودنبال یه شهادته که یه دل سیرگریه کنه
    ولی این هاگذراندواصل اون شادی وشادمانیه
    درست نیست،معلومه درسته:)
    دنبال شهادته...
    ما دعا میکنیم این دعاها...این آرزوهای شهادت...این حال گریه ها...این روضه ها و هیات ها گذرا نباشند
    حتا اگر تهش قراره شادی باشه، که شادی ما همینان...:)
    !
    همه چی حقیقیش ملموس ترینه ک... :)
    نه..؟
    بیشتر دل آدمو میلرزونه...
    اینکه تو هوای هیات نفس بکشی... اینکه از قضا دست بغلیت قده فضای اون هیات گرمو پره ازون انرژیا :) باشه...:))
    اینکه هر دفه از در هر هیاتی میای بیرون دلت بخواد کل زندگیتو ازین هیات بری تو یه هیات دیگه... اینکه چقد عمیق بخوای کل نفسای آدمای اون هیات تزریق بشه تو زندگیت...
    نه.. :) ؟
    اینا نیس تو ورژن مجازی خب :'( 
    از اون موقعی که دیدم پیامتو هی دارم فکر میکنم این گوشی گرفتنه یه تاثیر خوب هم اگر داشت همین بود که یه روز ازت این حرفو بشنوم که بگی همه چی حقیقیش ملموس تره و حرف انرژی ای رو بزنی که با حضور ساخته میشه... که مثلن نگی مجازیت بهتره...:)))

    هوای هیات...امان از این هوای هیات که دلمونو لحظه به لحظه میلرزونه دور از خودش...باید به هر مریضی حدقل یه بارشو پیشنهاد کرد...شفا میده بدون شک، حدقل قلبامونو:) نه؟
    کل نفسای آدمای اونجا...کل اشکاشون...کل دعاهاشون...کل زمزمه هاشون تو قلبشون:)

    ! : "نه.. :) ؟"
    شادکه: "آره.. :)"
    !
    آره منم مافقم بات... 
    گوشی نداری... 
    آدم ک دلش تند تند تر تنگ میشه دیگه حتا وقتی ساعت سه و خورده عی تو نمازخونه نشسته و داره تلاش میکنه تکون نخوره که بیدار نشه اون ک سرشو سپرده به پای آدم... فقط سرشو ک برمیگردونه و حیاطو میبینه و کلی دیقه گیر میکنه رو همو صحنه... همو صحنه که اون روز هی بارها بارها تکرار میشد...

    به حقیقت ملموسیت ارتباط حقیقی که برسی اینا رو ببینی فقط میشینی تا فردا صبش فک میکنى...زار میزنی به بچگیه خودت...و فقط دعا میکنی که خدا میشه حداقل قده عدد سن خودم بزرگ شم! :'( 
    این سحرو برا ما آدما دعا کن که بزرگ شیم...
    به قول جان جانانمان انقد طفل و سر به هوا و حواس پرت آدمای دنیا بودن نمیشه شیخ مفید شد برا امام زمان ...
    خاسم تو هوای هیات بگم وقت نشد...
    خلاصه که اینا دوستم... 
    خیلی چکیده و ریز دیروزو تریف کردیم برایتان :'/^^
    همین! 
    کودوم صحنه؟ که بارها و بارها هم تکرار شد؟

    بزرگی...:) قبلن گفته بودم خیلی بزرگواری و بزرگوار بودن ینی شبیه به بزرگان رفتار کردن:))
    باید کلمه به کلمه حرف جانانتونو طلا گرفت و باهاش اشک ریخت...نمیشیم هم شیخ مفید برا اماممون...:(

    بیا فک کنیم جانان کیه؟ ماجده؟ آقای پناهیان؟ اممم. کی؟

    خلاصه که خوشال شدم خیلی از چکیده و تعریفات و اینات^.^
    همین!
    گمـــــــشده :)
    آهنگ قشنگی بود
    آهنگ؟!
    شیب؟!😂
    ...
    هوم منم خیلی دوسش دارم^^ چندین ساله که زندگیم باهاش میگذره اصن:)
    حقش بود زودتر ازینا پست بشه:))
    [گ.غ]
    فانوس قابلتو نداشته ... و گلدون قابلتو نداره :)
    ممنون مهربون:)
    گلدون باید پیش تو باشه...نمیشه اتاقت بی زرد بمونه که:(
    !
    اممم... دیگه چون یوهوعی بزرگ شدم میگم ک هیشی :\ و خب الان دیگه لا ایمپ |: 
    و اینکه به قول یه جانان دیگرمان
    اینجا جای چت نی °-° •-° 
    دی:| دی |: دی:| 
    لا ایمپ و درد:/ کوفت:/ فلان:/ بگو دیگه کامل یه چیزیو میگی خب'-'

    تو عدل همین موقعا یاد نصایح گوهربار من باید بیفتی؟😐

    مشخصه هندسه اعصابمو خورده یا برات تشریحش کنم؟
    !
    اوه تازه کلی کنترل شده میحرفم ک اینجا :`[ 
    نصایحت در مخمون همواره موجودست :| زیاد میحرفم ینی ؟!
     وااااااای ینی زیاد میحرفم اررررره :`| 
    تخسیر خودتو اون مدرسته خب :(((
    تو میتونی پاک کن خو ولی من ک نمتونم ح نزنم ک خو |: هوم ؟!

    - خوب دادیش عاخر ؟! هوم °•° ؟
    -وووووی ووی وووی چشمون به در یخچاله که کی وا میشه :| خوشال شدم انقده ^^ دسدون فلان ^^ ♡
    -یه صبت دره گوشیه مکرر :| 
    دستو میدی بم باهام بیای :`\ °-^
    یا باهام بری حتا :|
    - و اینکه خودت خلی ح میزنیا...
     :`((( 
    ببین من هرچه قد سر تا ته جواب کامنت قبلیو هی میخونم نمیفهمم از کجاش دراوردی زیاد ح میزنی آخه؟:/
    نه واقعن از کجاش آخه؟!!!
    منم متوجهم که تو ممکنه امتتو خوب نداده باشی که انقد فلانی الان:دی

    - واااااااااای عااااااااااارهههه *_____* درسمو همین امرو صب در حین بالارفتن از پله ها تموم کردم ولی خیییییلی خوب بود^-^ حال عروسی دارم تو دلم الان:))))
    - وووی وووی من استرس دارم! میخای امتحانش نکن اصن ها؟ کلن هردفه درست میکنم تا خود افطار فقط استرس دارم که همه چیزش خوب باشه!بعد ایندفه دیگه وقتی چشیدمش عم خیالم راحت نمیشد که خوبه یا نه:( هاااا تضمین نمیکنم آرد گوله شده نداشته باشه، گرچه خیلی سعی کردمااااا :{ <---- معرفی میکنم این شکلکه شوهرمه:) [آیکون شرم و حیا] سیبیلاشو ببییییین آخه'-'

    -واهااای صبت درگوشی°-°
    هیچی ازش نفهمیدم ¦| کجا؟ چی؟ چرا؟ این کجاس که اومدن رفتنش فرقی نداره؟:/ (استثنائن این یه موردو خودم میدونم چرا از هر دو فعل استفاده کردیاااا. محض حفظ آبرو و جو دادن گفدم بپرسم خو:'( )
    -من چنین چیزی نفرمودم. توهم توطئه داری دلبندم:||||

    راسدیییییی
    تیتراژ ماه عسل واز لیسند بای می^-----^
    دوری از تله سلیقه آهنگیتو مرتفع کرده عاااااااا:)))) خیییییلی قشنگ بووووود (•)_(•)
    !
    خلیم خوب دادم امتانمو :| خلیم خودت فلانی :| خلیم از ج کامنته ملوم بود :\ نه خدایی دقت کن :| بوی خلی ح زدن منو میده :\ نگاااا °-° 
    ولی اصنم مهم نی چون من دلم میخاد ح بزنم خو :| 
    وای چقد خوشالم ملوم نی کیم ^^ نابودم اگ ی آشنا ببینه این شرای منو خو :\ ک اصنم شر نی :|^^ 
    -عه چقده خوووب ^^ گرامی بادا یارا ^^
    -وااای به هرحال ک من خلی ارادت دارم به اون لیزه سفید تپل :| ^^♥ 
    - عه خو بیا دیه ^^ یکم فک کن :| احتمالن به نتیجه خاهی رسی ک بیای چقد اونجا هوا خوبه :\^^ 
    چشم ؟^^
    - نه ننننننه ننننننه ببی بیییییی سلیقه تو خوبه تو اهنگ :| دلتم بخاد دوس ب این خوش سلیقگی :| اگ دیگ بت آهنگ دادم من :\ حالا ببی °-° 
    نه نمیده عااا. حس بویاییت ضعیف شده:'|
    واااااای آخ جوووون خوب داده امتحانشووو^-^

    اگه بهت بگم منم داشتم به همین فکر میکردم که خدروشکر ملوم نیسد، ناراحت میشی؟بدیش اینه که متاسفانه شر و ورای من کاملن مشخصه متعلق به کیه:"(

    - وااای یه هرحال که خ خوشال گشدم که خوشت اومده. ترسیدم ندوس داشته باشیش"\
    - امشب؟ مطرح خاهم کرد'-' دعا کن بشه*_*

    - نههههه قهر نکن. این دفه رو به جا اینکه بیشعور باشم برم تو مود خنده کلی تعریف کردم که:'] پس باید خوشال شی از پیشرفتم خو! بدهههه شما آهنگاتو. اولش خنگول بازی درمیارم خوشم نمیاد، بعدش ولی انقد حالمون خوبه باهاشون^.^
    !
    پاک کنشون به نظرم ...مناسب ترین راه :|
    قول میدم یادم بمونه خودم گفدم :\ 
    نه نمیکنم:{
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    شادکه(دختر شاد و کوچک)

    فَلا یَحزُنکَ قَولَهُم...(یاسین/76)

    لطفادر کنار خوندن اینجا، به ستون و صفحه رویاهای پیشنهادی هم سر بزنید:)