بیداری رویاها

مشکل ما آدم ها این است که رویا کم می بینیم

دینی خوانی 2

  • شادکه:)
  • جمعه ۱۹ خرداد ۹۶
  • ۱۴:۰۸

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

«هنگامی که مرده ای را در قبر می گذارند، شخصی بر او ظاهر می شود و به او می گوید: ما (در دنیا) سه چیز بودیم: رزق تو که با پایان یافتن مهلت زندگی ات در دنیا قطع شد [و اینک همراه تو نیست]، خانواده ات که تو را رها کردند و بازگشتند و من که عمل تو هستم و با تو می مانم. آگاه باش که من در میان این سه، در نزد تو از همه بی ارزش تر و سبک تر بودم» .



اصول کافی، ج 3، ص 240

  • میرزا .....
    تاثیر گذار بود
    :)
    nily :)
    می گم این حدیث ها رو از کجا میاری؟! از دینی دهم؟! O_o
    خیلی برام جالبه کل حدیثایی که میذاری رو حفظم D:
    هوم از دینی دهم.
    چه پشتکاری داری همشونو حفظی:دی
    جواب سوالمو نمیدی نیلی؟
    حوا ...
    کاش یکی از سوالای کنکور همین باشه :))
    چطور مگه؟
    وای حوا...کنکورتو خیلی خوب بدیاااا:)))
    میم ِ شما :)
    ببین عسیسم حواستو جمع کن، اونجا که این دوستمون بهت می گه من عمل تو هستم، فک نکنی می گه امل، دخترته ها! عملته!


    زهرا هیچ حس درس خوندنم نمیاد :(( دعام کن... دعا کن معجزه ای چیزی بشه! :|
    بی نهایت عااااااشقتم^-^ همونقد که عاشق نور و اَمَلَم *_*

    وااااااای کلی دعا دعا دعا:)))) تو بااااااید درس بخونی. به من قول دادیاااا
    عوضش من انقد درس خوندنم میاد:]]

    فکر کردم چیزی برای خصوصی شدن نداره. ولی هنوزم به نظرت بکنمش؟ (سارا و ساج الان اگه اینجا بودن میترکیدن از خنده-_-)
    میم ِ شما :)
    من عم عاشق توام اندازه بی نهایت + 1 (یدونه از اون چیزی که تویی بیشتر، با منم بحث نکن!)

    نه نکنش ^^! وااااا! واسه چی می ترکیدن از خنده؟ (ذهن معصوم منو که نمی خوای منحرف کنی؟)

    + کتاب "مرغ مقلد" رو خوندم. بعد این طوری که اول نشستم سر درس، بعد این دوستمون بهم چشمک زد، گرفتم دستم ببینم جریانش از چه قراره، دیدم داستانش رو دوست دارم، گفتم 2 فصل می خونم می رم سر درس، فصل 2 که رسیدم دیدم شماره صفحه رند نیست! گفتم تا صفحه 20 بخونم پامیشم! صفحه 20 وسط فصل بود، گفتم خب فصلو که نمی شه نصفه ول کرد! فصل تموم شد دیدم ساعت 10 و خورده ایه! گفتم خب تا 10:15 می خونم. 10:15 چرخه از اول تکرار شد! اول دیدم شماره صفحه رند نیست، بعد دیدم فصل تموم نمی شه تو شماره صفحه رند، بعد دیدم ساعت رند نیست... خلاصه که صفحه 200 آخر فصل آخر بود که راس ساعت 11 تموم شد :دی
    ذوق ذوق ذوق
    ذوق از همه رنگ
    ذوقتو با چی میشوری
    با شامپو ذوقمرگ:||
    (خل عم خودتی:دی)

    نو نمیخام.کجایی که ببینی من هم باهاشون میزنم زیر خنده و منحرف گشدم تموم شد رفد:(((

    +خخخخ. مدل کتاب خوندن تو دوران امتحانا اصن همینه.با یه حال استرس و عذاب وجدان دلنشینی میشینی میخونی کتابه همچین میچسبه بهت^---^
    ولی اخرش خیلی خوب بودااااا. صفه 200 رند. اخر فصل.ساعت11 هم رند.:))))
    تبریک میگم بلخره یه جا به اون ایده الی که برنامه ریخته بودی رسیدی:]]]
    میم ِ شما :)
    اون یکی رو یادم نبود ولی این حدیث تو کتاب دینی ما هم بود! ^^
    :)
    nily :)
    عجب!
    نه همچینم پشتکارشو ندارم، فقط دیروز امتحان نوبت دومشو داشتیم! :)

    این که چند سالمه؟! دهمم :) متولد 79 :)
    واااای خدا امتحان دینی رو از رو زمین ورش داره:|

    :))) خوشبختم^^ و خوشحال :]
    nily :)
    بقیه ی امتخانا هم با خودش برداره :|
    همچنین و همچنین تر :)
    به حق و برکت همین ماه عزیز، ایشالا مستجاب شه دعات:دی

    ^_____^
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    شادکه(دختر شاد و کوچک)

    فَلا یَحزُنکَ قَولَهُم...(یاسین/76)

    لطفادر کنار خوندن اینجا، به ستون و صفحه رویاهای پیشنهادی هم سر بزنید:)