بیداری رویاها

مشکل ما آدم ها این است که رویا کم می بینیم

ماهی و گربه

  • شادکه:)
  • يكشنبه ۱۹ دی ۹۵
  • ۱۲:۲۴

خدا

می دونم چی میخام بنویسم و این هم می دونم که هرگز اونی که میخام بنویسم در نمیاد! رسیدم به همون موقعایی که با نفیسه می خوندیم و می نوشتیم و رقص قلمامونو چنان به رخ هم می کشیدیم که خودمون هم غرق می شدیم. رسیدم به همون موقعایی که قلم برام تصمیم می گرفت و چه بهتر که بسپرم  به خودش تا صد بار با خیال راحت و دور از غرور بنویسه :" همین امروز، دوباره و نه صد باره شیفته مردادی شدم:) از اولِ اولِ اول! انگار لبخند اولی بود که ازش می دیدم...:)"

آهنگی که طهورا بهم داده رو میذارم پلی شه تا روون تر بنویسم...آهنگی که وحشتناک یاد فیلم "ماهی و گربه" میندازتم! برا طهورا هم فیلمو گذاشتم تا اون هم تایید کنه که این فیلم و آهنگ چه قدر برای هم ساخته شدن ولی تایید که نکرد هیچ، از دیدن فیلم حالش هم بد شد! سرش گیج رفت و نزدیک بود موقع دوییدن زمین بخوره!

اصلا همه چیز منو یاد اون فیلم میندازه. بهتون پیشنهاد که نه، دستور میدم که هرگز دوبار این فیلمو نبینید، با این که اگه من هم نگم و خودتون یه بار فیلمو ببینید، حوصله نمی کنین بار دوم  حتا سی دیشو بزارین تو سی دی پلیر!!

خلاصه که از من به شما نصیحت؛ دوبار دیدنش کل زندگیتونو تحت الشعاع قرار میده، مثل "فروشنده" که تا مدت ها پس ذهن آدم می مونه و نه می تونه قدمی برداره به جلو و نه می تونه سرجاش وایسه و راه برگشت هم که از همون اول بستن!!

مثلا این که جعبه کوچیک گل گلی پر از گیره کاغذم که قرار بود ببرم مدرسه و بذارم تو کمدم یه دفه از وسط اتاق غیب شد و دیگه پیدا نشد، یعنی این که یه پیک همین دور و براس...نادیا می گفت کارش پیکه: ینی کارای عجیبی که هر کسی نمیتونه بکنه رو اون انجام میده! یه چیزی شبیه معجزه! و بعد تعریف می کنه که پیک عزیزش وقتی که میخاست باهاش دوست شه، فندک مامانشو برمیداره و هشت سال بعد وقتی مامانش از باباش داره جدا میشه فندکو میندازه جلوی پاش!! چون میدونسته اون الان بیشتر از هرچیزی به سیگار کشیدن احتیاج داره!!

جالبی این که دقیقا این دوتا فیلم اینقدر روی افکارم اثر گذاشتن و وجه اشتراکشون اینه که: هر دو یه فضای تئاتری عجیبی دارن:)


اینو حتمن بخونین...مصاحبه با آقای شهرام مکری، کارگردان فیلم ماهی و گربه:)


شاد.نوشت: کلی حرف برای زدن دارم...اما نه وقتشو دارم و نه جرئتشو!

اطلاع.نوشت: در طی تغییرات ظاهر وب، حتمن آدرس هم عوض میشه و به هرکی که باید، داده میشه:)

  • Morteza jahani
    سلام دوست عزیز درصورت موافق به تبادل لینک.وبمو لینک کنید.بعدش خبرم کنین منم لینکتون کنم.تشکر فراوان
    سلام.

    ممنون از لطفتون:/
    همینطوری کم خواننده  راحت ترم:دی
    آقای سر به هوا ...
    فکر نمیکردم فیلم خوبی باشه .
    حتما میرم میبینمش ...
    خیلی فیلم سلیقه ای هست!
    خیلیا خوششون اومده و خیلیا هم نه!بدشون اومده!
    ولی چیزی که همه بهش اقرار دارن اینه که روند فیلم خیییییلی کنده و داستان های اضافی و پرت و دور از ماجرا زیاد داره...بعضیا این رو گذاشتن به پای قشنگیش و بعضیا هم حوصله سر بر دونستنش...
    راستش من از اون دسته دومم...اعتراف میکنم:دی
    خاتون :)
    فرزند خلف خودمی که تو ماه امتحانا بیشترین تعداد پست رو می ذاری :)
    همون وسطا که داشتی بهم زنگ میزدی این کامنت عم گذاشتی؟:)))
    بریم درس بخونیم یا زوده؟
    خاتون :)
     می گم که! باید هر پستت رو چند بار بخونم و بعد نظر ارزشمندم رو مکتوب کنم!
    دیدی؟ خیلی وقتا یه چیز خیلی خوشگل در حد نقاشی های داوینچی یا نمایشنامه های شکسپیر میاد تو ذهنت و فکر می کنی : عججججب چیز خفنی ^^برم مکتوبش کنم تا یادم نرفته و حروم نشده! بعد که از تو مغزت در میاری می ریزی تو کاغذ یا هرجای دیگه، می بینی تبدیل شده به نقاشی حدیث 5 ساله از تهران یا در حد انشای یه بچه ی دوم دبستانی ساده شده -_- بعد یه چیزی در درونت می گه: این بود؟ چقد خفن تر به نظر می اومد!
    خط دوم به جای همون نوشتی هخون! دو نخطه پی!
    می سپری به قلم؟ :) ینی که قلمته که این همه واژه های خوشگل رو دست چین می کنه و ردیف می کنه پشت سر هم و لبخند می نشونه روی لب آدم؟ بعد تو که کل این شعر رو بردی زیر سوال که:
    ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد/ که خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی :)

    فیلم رو ندیدم که هنوز (حافظه هامون خیلی خوبه ^^ بیا کندر رو بی خیال شیم و به جاش اسفند دود کنیم برای حافظه مون!) ولی من فکر می کنم پیک یا هرچی که هست خیلی ترسوعه. کافیه تهدیدش کنی تا هر چی که برداشته بذاره سر جاش! مثلا کافیه یک بار با صدای بلند بگی که: اگه اون جعبه ی گل گلی که توش گیره کاغذای رنگی رنگیه پیدا نکنم، فردا می رم یدونه عین همون رو می خرم و دیگه هم دنبال اون قبلیه نمی گردم چون برام مهم نیست! بعد می بینی می ذاردش یه جایی که قشنگ ببینیش :)

    +مصاحبه رو هم خوندم. شاید اگه همه مصاحبه رو بخونن اون وقت فیلم رو هم بیشتر دوست داشته باشن :)
    شما هر چند باری که خواستی بخون:) قدم رو چشم ما میذاری!!:)))
    آخخخخ دیدی؟ بعد اصلا دیگه هرگز به اون کیفیت نمیاد تو ذهنت...:( تازه شده که شب بهش فکر کردی و نوشتنشو گذاشتی برای صبح ولی صبح می بینی از هیچ فکری قشنگی تو ذهنت خبری نیست...اونوقتاس که باید بشینی که های و وای :(
    کجا ؟ چی ؟ چرا ؟ نکنه نمره عینکتون عوض شده خوب نمیبنی؟ آخه همون کجا و هخون کجا؟ کی نوشته هخون؟ :دی
    می سپردم به قلم:)...و دوست دارم بازم بسپرم به قلم تا بشم لایق این چیزایی که تو میگی...اصلن کجا میتونه آدم رقص قلمو نادیده بگیره و خودش دست ببره؟ جفاست واقعن خب!

    پیکه...پیک! هر چی نیست! فقط پیکه...کور خونده فک کرده اینجوری باهاش دوست می شم؟
    میدونی خاتون؟ چند بار دیگه هم صداشون کردم...قبلنا و حالا! ولی تازگیا که فکر کردم دیدم همیشه پیک که وسایلمو برمیداشته، حتا وقتی تهدیدش میکردم، بعد از این که دیگه نیازی بهش نداشتم میذاشت سر جاش! جریان آدامس خرسیو دانی؟ ساج بهم یه آدامس داد و خوش خوشان تا خونه بردم و دیدم تو دستمه و یه لحظه بعدش بدون هیچ حرکتی دیدم نیست!!! تمام خونه و راه مدرسه تا خونه رو زیر و رو کردم! هفته بعدش که رفتم از حرصش یه بسته کامل شصت تایی آدامس خرسی خریدم، دیدم آدامس ساج دقیقن افتاده جلوی تختم! جایی که با طهورا صد باااار زیر و روش کردیم!! مگه میشه آخه؟

    کاش اول فیلمو میدیدی و بعد مصاحبه رو میخوندی:) حالا فیلم هم باید دید! ارزش یه بار دیدن رو داره:)


    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    شادکه(دختر شاد و کوچک)

    فَلا یَحزُنکَ قَولَهُم...(یاسین/76)

    لطفادر کنار خوندن اینجا، به ستون و صفحه رویاهای پیشنهادی هم سر بزنید:)