بیداری رویاها

مشکل ما آدم ها این است که رویا کم می بینیم

پست دوم امشب

  • شادکه:)
  • سه شنبه ۱۹ بهمن ۹۵
  • ۲۲:۳۶

من همونیم که امروز نماز ظهر و عصرشو تو مدرسه بی وضو خوند چون یادش نبود پتانسیل اینو داره که همونطور که زنگ اول خابیده و بعدش وضو گرفته بین دو کلاس، زنگ دوم هم بخوابه!! و سر کلاس بعد بی وضو بره و همینه که زنگ سوم  صدتا فحش بر زبانش جاری ست:/
پ.ن:سر کلاس اگه خابتون اومد سرتونو بذارین رو میز و بخابین.کِیفش بی نهایته:)

  • زهرا :))
    از رویا های من خوابیدن در زنگ فیزیک و جغرافی است حتی حاضرم پنج شنبه و جمعه رو هم مدرسه بدن تا نیم ساعت بتونم بخوابم ولی هر کاری میکنم نمیشه خوابید کتاب فیزیک هرگز یک در میان هم نوشتم دارم از خواب میمیرم
    یه بار که داشتی از خاب میمردی، همونجا سرتو بذاری رو میز و بیخیالِ معلم بخابی، معتاد میشی دیگه! خابتم نیاد دوست داری بخابی:دی
    پرنده :)
    لذتی که توی خوابیدن سر کلاس با چشم باز هست، توی خوابیدن رو پر قو نیست!
    #مکتوب!
    ولی منم بدون وضو نماز خوندم! آدم یادش می ره خب -_- ولی امان از اون لحظه ای که یادت میاد! تازه فک کن وسط نماز باشه :| نمی دونی چی کار کنی دیگه! ادامه بدی؟ بشکنی؟ تموم کنی؟ بعد چه توضیحی می تونی بدی؟ اصن یه وضعی!
    چشم باز؟ اذیت میکنی چرا خودتو؟
    آدم اصن باید جوری بخابه که معلم خودش پاشه بیاد روش پتو بندازه:دی
    من وسط صف نماز جماعت متوجه گشدم و به روی خود نیاورده، تا آخر نماز همراهی کردم! و خدارو همی شکر برجای آوردم که انتهای صف ایستادن کرده بودم-_-
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    شادکه(دختر شاد و کوچک)

    فَلا یَحزُنکَ قَولَهُم...(یاسین/76)

    لطفادر کنار خوندن اینجا، به ستون و صفحه رویاهای پیشنهادی هم سر بزنید:)