بیداری رویاها

مشکل ما آدم ها این است که رویا کم می بینیم

چآلـ(ـهـ)ـش جآن:)

  • شادکه:)
  • شنبه ۳۰ بهمن ۹۵
  • ۲۲:۱۶

رفتم خونه مامانی قشنگمون و کلی لباسای نی نی شو جلوم باز کرد و با هرکودومشون مُردم:)
موقعی که داشتم از تلفیق مامانی و کنجد توی دلش عکس میگرفتم سریع دویید و رژی مالید به لبش و گفت بلخره آتلیه اومدما:) و ازم خاست عکسای ادیت شده شو براش چاپ کنم:] هیچی مثل تایید خونواده نمیچسبه:)

#روز_پنجم
#صد_روز_خوشحالی


پ.ن: حس کردم کلمه مامانی درکش براتون باید شبیه مامانبزرگ باشه! گفتم حتمن بگم که دختردایی در آستانه مامان شدنه و چنین اسمی برازنده ش^^

  • ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    شادکه(دختر شاد و کوچک)

    فَلا یَحزُنکَ قَولَهُم...(یاسین/76)

    لطفادر کنار خوندن اینجا، به ستون و صفحه رویاهای پیشنهادی هم سر بزنید:)